طفلی دخمرای من...

سلام عزیزکای مامان ... نمیدونم میدونید یانه ولی مامان خیلی دوستتون داره خیلی خیلی...
29 بهمن رفتیم سونوگرافی آنومالی (سلامت جنین) خانم دکتر گفت دو تا دخمر ناز داری ... گفت یکیشون سالمه و یکی ... الهی مادرت بمیره ... مامان جون من باید چیکار کنم؟؟؟؟میگن اگر با این وضعیت به دنیا بیای فقط عذاب میکشی مگه من میتونم تحمل کنم؟؟؟؟بابایی مگه میتونه؟؟؟؟دکتر گفته باید قلب یکی از قل ها رو که مشکل داره نگه داریم و اون یکی بمونه که با این کار ریسک سقط و رفتن اون قل سالم هم بالا میره
دخمر مامان بگو من چیکار کنم؟؟؟؟من تکونای هردوتاتون و میفهمم قل سالمه بیشتر قل ناسالمه کمتر بیشتر از 5 ماهه باهاتون زندگی کردم ، نفس کشیدم ، خندیدم ، گریه کردم ، آخه شما بگید چیکار کنم؟؟؟مامان و بابا تو بد شرایطی گیر کردن باید برای بودن و نبودن پاره ی تنشون تصمیم بگیرن الهی مادرت بمیره...
راستی گفتم اسمای قشنگتون و چی گذاشتیم؟؟؟بله ، نازنین زهرا و نازنین زینب قربون صاحب اسماتون برم کاش به دادمون برسن بیشتر از یه هفته است کارمون شده گریه زاری... الهی بمیرم که اینقدر اذیت میشید
هر اتفاقی بیفته و هر تصمیمی گرفتیم بدونید از همه دنیا بیشتر دوستتون داریم هم مامان هم بابا...
کاش اینجوری نمیشد...
از خدا خواستم بهترین راه و بزاره جلو پامون بهش گفتم نزاره یه بچه ناقص به دنیا بیاد تا عذاب بکشه خودتونم دعا کنید ... مامان و بابا و یه عالمه آدم دیگه کارشون شده غصه کشش این سختی رو ندارن ... دعا کنید هردوتون صحیح و سالم بیاید بغلمون و خداشفا بده ، دلم گرفته...
اگر نباشید میمیرم ... اگر نباشید شب و روزم و با کی بگذرونم ؟؟؟؟ شبا مراقب کی باشم ؟؟؟؟
ببخشید زودتر نیومدم باهاتون حرف بزنم شرایط مامان و بابا اصلا خوب نبود ، نیست...
برای سلامتی همه نی نی ها صلوات...
مامان و بابا


طفلی دخمرای من...
